______
شب شهادت حضرت زهرا و مامانی مریضه و خوابیده...محدثه هم خستهس خوابیده..
منم و سکوت خونه..حوصلهم سررفته و دلم گرفته و فکرم مشغول :)
مجددا...ما را در سایت مجددا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44
طلا رو دوس دارم..خیلی زیآد..آرومم میکنه مث همیشه
مجددا...ما را در سایت مجددا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58
ما را در سایت مجددا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 45
کاش دیروز غر نزده بودم به مامانم :( سر جریان بلیط و دایی خیلی بهش غر زدم...خاک تو سرم..اصلا دختر خوبی واسش نیستم :((
چون خیلی ناراحت شده بودم..دیروز عصر که ما خواب بودیم رفته بود بیرون واسم شلوار لی خریده بود که از دلم در بیاره..مامان مهربون من :((
مجددا...ما را در سایت مجددا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 50
هرچی میپرسیدم ماشین واس قم نبود که نبود..آخرش فهمیدم که ماشین یزد هست و میشه باش اومدم قم..و بالاخره ساعت ۱۲ رسیدم قم ://
و هی تشکر نثار دایی میکردم :////
مجددا...ما را در سایت مجددا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71