اشتباهای ناتموم من
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 2:22
خسته ام از اشتباه...حالم از خودم بهم میخوره واقعا..______شب شهادت حضرت زهرا و مامانی مریضه و خوابیده...محدثه هم خستهس خوابیده..منم و سکوت خونه..حوصلهم سررفته و دلم گرفته و فکرم مشغول :)
طلا
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 2:22
امشب پیش طلا خیلی خوش گذشت...مث همیشه..عالی بود طلا رو دوس دارم..خیلی زیآد..آرومم میکنه مث همیشه
من چقد بدبختم
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 2:22
امشب واس اولین بار گفتم من چقد بدبختم :) اما حتی ایندفه هم از ته دلم نگفتم!
عجیب و غریب بازی های من
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 2:22
تو کل این چهارسال فک کنم...هربار که برمو برگردم بازم دلم میگیره..یه سال گذشته و هنوز عادت نکردم به این رفتنا..بازم دلتنگ مامانم میشم..کاش دیروز غر نزده بودم به مامانم :( سر جریان بلیط و دایی خیلی بهش غر زدم...خاک تو سرم..اصلا دختر خوبی واسش نیستم :((چون خیلی ناراحت شده بودم..دیروز عصر که ما خواب بود...
بالاخره رسیدم
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 2:22
دیشب حدودای ساعت هشت ونیم رسیدم تهران...رفتم ترمینال غرب و...هرچی میپرسیدم ماشین واس قم نبود که نبود..آخرش فهمیدم که ماشین یزد هست و میشه باش اومدم قم..و بالاخره ساعت ۱۲ رسیدم قم ://و هی تشکر نثار دایی میکردم :////
داره تموم میشه؟
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 2:22
متوجه نمیشه و منم دلیل قانع کننده ای نیاوردم ://چیزی که عصبیم میکنه قضاوت هم کلاسیامه :) و تغییر رفتاراشون...خیلی جالبه واقعا فردا هیچ حرفی برای گفتن ندارم
هیچ وقت نفرتم کم نمیشه
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 2:22
از بابام متنفرم...هیچ وقت نفرتم کم نمیشه...هیچ وقت..روز به روز بیشترم میشه..متنفرممممم..متنفرمممم
مجددا
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 2:22
مجددا از بابام متنفرم..حس بدی دارم :/ خیلی زیاد..کل زندگی و عزت نفس مارو زیر سوال برد..هرکی خواست اومد و قضاوت کرد و هرچی دلش خواست گفتدلم واس تنهایی مامانم میسوزه